|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
دوشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۲۵ |
|
در اين مقاله سعي خواهيم داشت تا نگاهي کلي به وضعيت نخبگان در کشور داشته باشيم.متن اين مقاله برداشتي آزاد از نظرات جناب آقاي دکتر شهرام يزداني-مدير مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي و طراح برنامه رسالت مدار استعدادهاي درخشان است. "اگر ژن ها به صورت تصادفي تو را در موقعيتي قرار دادند که بتواني يک الگو باشي، سعي کن که باشي." لورن هاتن نخبه فردي با مجموعه اي از توانايي ها و استعدادهاي استثنايي ذاتي است. اين استعداد ها و توانايي ها وي را در موقعيتي قرار مي دهد که بتواند تاثيرات بيشتري از ديگر افراد بر محيط افراد خود بگذارد. با اين حال استعدادهاي ذاتي و بالقوه فرد بايد جنبه عملي و بالفعل به خود بگيرد. در حقيقت فردي نخبه بايد بتواند مجموعه استعدادهاي خام خود را به مهارت ها و توانايي عملي و مفيد تبديل کند. چنين تبديلي نيازمند مداخله بيروني با کمک ابزارهايي چون آموزش، فرهنگ سازي و انگيزه بخشي و همچنين مشارکت فردي است. بحث استعدادهاي درخشان در ايران از سال 1355 با تأسيس اولين مدرسه سمپاد(سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان) در شهر تهران آغاز شد. ايده اصلي پشت تشکيل اين مدارس جذب و آموزش نيروهاي نخبه در زمينه هاي مورد نياز کشور بود. در هنگام تاسيس قرار بود تا فارغ التحصيلان مدارس سمپاد به دانشگاه برکلي آمريکا بروند و پس از طي کردن دوره هاي آکادميک به کشور برگردند و براي ساختن مدينه اي فاضله سکان توسعه کشور را در دست بگيرند. بحث اعزام فارغ التحصيلان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي منتفي شد و سمپاد به شکل و شمايل سازماني کنوني اش در آمد. بحث نخبگي همچون بحث استعدادهاي درخشان سال ها در کشور راکد ماند تا اين که بار ديگر در اواخر دهه هفتاد هجري شمسي، نخبگي و نخبگان در کانون توجه قرار گرفتند و براي اولين بار، برنامه ريزي براي استعدادهاي درخشان در سطح دانشگاه ها که براي سال ها ناديده گرفته شده بود اهميت پيدا کرد. |
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۷ |
|
ادامه مطلب...
|